سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
175
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
پر ظاهر است كه مخالفت مشركين لئام وردّ مبتدعات ودفع رسوم آن اغثام ( 1 ) على الاستمرار والدوام مطلوب ملك علاّم ، وغايت بعث رسول ربّ منعام ، وطريقه صحابه كرام ، وشعار ساير أهل اسلام است ; پس اين تعليل مثبت بقا واستمرار وثبات است نه موهم انقطاع وارتفاع وانبتات ( 2 ) . وظاهر است كه بعد ارتحال سرور كائنات ( صلى الله عليه وآله وسلم ) نيز در فسخ حج مصلحت ابطال رسم جاهليت واخماد طريقه فاسده شان متحقق است ، چنانچه در اعلاى ديگر شعائر اسلاميه ، ابطال رسوم جاهليت متحقق مىشود . واگر به فعل يك بار ، بار ديگر اين مصلحت متحقق نشود ، لازم آيد كه ساير شعائر اسلاميه موجب ردّ بر كفار نگردد . واگر بگويند كه : اكتفا براي ردّ رسم جاهليت بر يك بار لازم است . بطلانش از رواياتشان ظاهراست ; زيرا كه بنابر اين لازم بود كه جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) اكتفا به فعل يك صحابي مىكرد ، وهمه صحابه را - كه سياق هدى نكرده بودند - به فسخ حج امر نمىفرمود ، وتأكيد وتشدّد بر ايشان نمىكرد ، واگر صحابه كرام را هم امر فرموده بود ، كاش أزواج خود را از ارتكاب اين امر ناجايز - على زعمهم - محفوظ مىداشت . دهم : آنكه در بسيارى از احكام مخالفت مشركين واقع شده ، پس اگر معلول بودن حكمي به مخالفت مشركين باعث ارتفاع آن حكم گردد ، لازم
--> 1 . توضيح آن قبلا گذشت . 2 . الانبتات : الانقطاع . انظر : الصحاح 1 / 242 ، لسان العرب 2 / 7 . . وغيرهما .